آشنایی با هتل داریوش به همراه 22 عکس
این هتل دارای ۱۶۸ اطاق میباشد و با سرمایهای معادل ۱۲۵ میلیون دلار ساخته شدهاست.

بقیه عکسها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
عکس-موزيک-کلیپ-امپراتور دريا-تاجرپوسان-افسانه جومونگ-امپراتور بادها-جواهری در قصر
این هتل دارای ۱۶۸ اطاق میباشد و با سرمایهای معادل ۱۲۵ میلیون دلار ساخته شدهاست.

بقیه عکسها در ادامه مطلب
قلعه رودخان نام قلعهای تاریخی متعلق به دوران سلجوقی در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان گیلان است. این قلعه با ۲٫۶ هکتار مساحت بر فراز ارتفاعات روستای رودخان قرار دارد. دیوار قلعه ۱۵۰۰ متر طول دارد و در آن ۵ برج قرار گرفته شده است

بقیه عکسها در ادامه مطلب
|
مهر:با اتمام مراسم بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا کشور ترکیه امسال خود را برای برگزاری سالگرد تولد ملانصرالدین آماده می کند.
فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:
كه ما را ز دین بهی ننگ نیست
به گیتی، به از دین هوشنگ نیست
همه راه داد است و آیین مهر
نظر كردن اندر شمار سپهر

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.
خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.
|
به بهانه سفر پوتين به ايران/ مروري بر زندگينامه و نحوه به قدرت رسيدن پوتين در روسيه خبرگزاري فارس:به بهانه سفر ولاديمير پوتين به تهران براي آشنايي با رئيسجمهور روسيه، گزارشي از زندگينامه، نحوه به قدرت رسيدن پوتين و تنشهاي وي با دموكراسي مورد نظر كشورهاي غربي تقديم مي گردد. |
![]() | |
| درد سر سازي يک شاهزاده ساساني براي ميهن! |
| دولت ساسانيان ايران در اواخر دهه قرن سوم ميلادي دچار دردسر سازي يك شاهزاده جاه طلب به نام تيرداد پسر خسرو شده بود كه تاييد امپراتور وقت روم را براي پادشاهي خود بر ارمنستان به دست آورده بود. اين دشواري دو سال طول كشيد. شاه وقت براي دستگيري و محاكمه تيرداد به جرم خيانت به وطن، به ارمنستان نيرو فرستاد و تيرداد به رم فرار كرد و دولت روم را بر ضد وطن خود برانگيخت به گونه اي كه سناي روم در جلسه 27 سپتامبر سال 295 خود پيشنهاد جنگ با ايران را تصويب كرد. متعاقب ابلاغ اين مصوبه به دولت، امپراتور روم سپاهي به فرماندهي «گالريوس» به جنگ ايران فرستاد. اين سپاه در نزديكي فرات (نقطه مرزي امروز تركيه و سوريه) از ايران شكست خورد و گالريوس به رم فرار كرد و بعدا با سپاه ديگري به شرق بازگشت. سعي شده بود كه حركت اين سپاه كاملا مخفي بماند تا ايران نتواند به موقع مقابله كند و به همين سبب واحدهاي نظامي ايران مستقر در مرزهاي غربي امپراتوري غافلگير شدند و شكست خوردند. |
| نبرد قادسيه |
| مورخان اروپايي 27 سپتامبر سال 637 ميلادي و 5 سال پس از وفات پيامبر اسلام را روز نبرد قادسيه ميان سپاهيان ايران و اعراب مسلمان ذكر كرده اند كه اين نبرد به شكست نيروهاي ايران انجاميد و متعاقب آن، اعراب تيسفون را تصرف كردند و سپس به تعقيب يزدگرد سوم شاه وقت كه از تيسفون عقب نشيني كرده بود پرداختند و در دو جنگ ديگر، جلولا و نهاوند، نيز او را شكست و به خراسان فراري دادند كه در مرو ترور شد. اعراب سپس ايران را شهر به شهر به تصرف درآوردند. در پي سقوط تيسفون بود كه اعراب از جزيرةالعرب به بين النهرين (عراق) مهاجرت كردند و شهرهاي كوفه و بصره را ساختند. (شرح جنگ قادسيه در تاريخ طبري به تفصيل آمده است) |
حمله نظامي عراق به ايران كه از روزهاي قبل از آن پيش بيني شده بود، 31 شهريور 1359 (22 سپتامبر 1980) آغاز شد كه پيامدش يك جنگ هشت ساله بود و برخلاف تصور قبلي غرب، ايران در اين جنگ پرتلفات و پرهزينه حتي يك وجب از خاك خود را از دست نداد. مروري بر روزنامه هاي چاپ تهران در شهريور ماه آن سال نشان مي دهد كه همزمان با انتخاب نخست وزير براي جمهوري اسلامي، از نيمه اين ماه زد و خورد هاي مرزي عراق و ايران رو به شدت گذارده بود كه بعد از ظهر 22 سپتامبر ناگهان نيروي هوايي عراق تهران، تبريز، همدان، كرمانشاه، شهر كرد و شهرهاي خوزستان را مورد حمله قرار داد و همزمان ناوچه هاي آن كشور به سواحل ايران تا بوشهر تعرض كردند و متعاقب آن نيروي زميني عراق تعرّض به ميهن ما را آغاز كرد. طبق اعلاميه هاي شماره 20 تا 28 وزارت دفاع ايران، در نخستين روز تعرض، نيروي هوايي عراق بيش از 11 جنگنده و چهار ناوچه از دست داد و هواپيماهاي نظامي ايران متقابلا پايگاههاي عراق در كوت الاماره، شعيبيه، واسيله، ام القصر و سپس بغداد را مورد حمله متقابل قرار دادند. اين جنگ که (برغم ميثاق بين المللي) بدون اعلان قبلي، از سوي عراق آغاز شده بود از آن پس به صورت تمام عيار ادامه يافت. در زمان حمله نظامي به ايران، عراق دوست آمريكا، متحد شوروي و مورد حمايت همسايگان عرب خود جز سوريه بود. دولت آمريكا به سبب موضوع تصرف سفارتخانه اش در تهران و گروگانگيري كاركنان آن و همچنين قطع منافعش در ايران پس از انقلاب، با تهران دشمني داشت. اين دشمني در دهه اول قرن بيست و يکم كه آمريكا در عراق و افغانستان استقرار نظامي دارد به صورت جنگ سرد واشنگتن با تهران درآمده است. سرگئي لاوروف وزير امورخارجه روسيه 18 سپتامبر2007 در ديدار با «برنار كوشنر» وزير امورخارجه فرانسه كه به مسكو رفته بود، آخرين وضعيت جنگ سرد آمريكا و ايران را چنين ترسيم كرده بود: گزارش هاي متعدد مبني بر جدّي بودن بررسي عمليات نظامي برضد ايران دولت روسيه را نگران ساخته زيرا كه چنين عملياتي براي منطقه نتايج بسيار وخيم به بار خواهد آورد. كوشنر (يك پزشك) كه همانند ساركوزي رئيس جمهور تازه فرانسه، يهودي تبار است 17 سپتامبر 2007 و پيش از سفر به مسكو در اين باره گفته بود: اگر ايران داراي سلاح اتمي شود؛ جهان بايد خود را براي جنگ آماده كند و افزوده بود که سياست هاي فرانسه با آمريکا در قبال تلاش هاي اتمي ايران يکسان است. بيستم سپتامبر 1980 و در آستانه حمله نظامي تمام عيار عراق به ايران، احتمال اين جنگ در ديدار مارگارت تاچر نخست وزير انگلستان با وزير امورخارجه كابينه اش مطرح و بررسي شده بود. تاچر در صفحه 91 كتاب خاطرات خود درباره اين ملاقات نوشته است: به وزير امور خارجه گفتم كه در اين نظر كه ايران در مدتي كوتاه از پاي درخواهد آمد شريك نيستم و دليل آوردم كه ايران داراي يك نيروي هوايي موثر است، مردمي مقاوم دارد و ارتش فروپاشيده آن درجريان انقلاب، در اندك مدتي تمركز خواهد يافت و دست به حمله متقابل خواهد زد. ارزيابي و محاسبات صدام حسين از فروپاشيدگي ارتش ايران درست نيست زيرا كه افراد و سلاحهاي اين ارتش باقي هستند و .... هشت سال بعد نظر من تاييد شد زيرا كه عراق جز در هفته هاي اول جنگ پيشرفتي نداشت و مقروض و زمينگير شد و .... اصحاب نظر گفته اند: اگر صدام حسين با ايران وارد جنگ نشده بود؛ با كويت و سعودي اختلاف نظر مالي پيدا نمي كرد، دست به اشغال نظامي كويت نمي زد، در نطق هاي خود زندگاني شخصي خاندانهاي سلطنتي اين دو كشور را به زير حمله و انتقاد نمي كشيد كه به كينه دائمي مبدل شد، همسايگان خود را از دست نمي داد (كه در روز مبادا جايي براي فرار به آنجا و پناهنده شدن داشته باشد) و كشورش در سال 2003 به اشغال نظامي آمريكا درنمي آمد و به اين روز نمي افتاد، خودش هم با آن خفت دستگير و اعدام نمي شد و .... | ||
| ||||
| جنگهاي 13 ساله ايران و روم در دوران حكومت شاپور دوم (ذوالاكتاف) از دودمان ساسانيان 22 سپتامبر سال 337 ميلادي آغاز شد كه در «تاريخ عمومي» به جنگهاي دور اول معروفند. جنگهاي دور دوم از سال 359 آغاز شدند. در هر دو دور، ايرانيان پيروز شدند. در دور اول، كه جنگ تا سال 350 طول كشيد، روميان هرچه را كه در شرق مديترانه به دست آورده بودند از دست دادند و در دور دوم، امپراتورشان هم كشته شد. |
| زبانشناسان و اديبان اروپايي در پايان نشست سه روزه خود در شهر برلين كه در نيمه سپتامبر 1872 برگزار شده بود، زبان پارسي را در رديف زبانهاي يوناني، لاتين و سانسكريت، يكي از چهار زبان كلاسيك اعلام كردند. در اين اجلاس، زبانهاي هند ـ اروپايي مورد بررسي قرار گرفته بود. اين نشست، زبان پارسي را از لحاظ كلاسيك بودن، زبان شماره 2 (پس از زبان يوناني) قرار داد. زبان پارسي از اين لحاظ يك قرن از لاتين و 12 قرن از زبان انگليسي جلوتر است. در همين اجلاس، زبان اوستايي شاخه بدون متكلم زبان پارسي اعلام شد و گفته شد كه ريشه اوستايي از خراسان شرقي (بخش شمالي افغانستان امروز، تاجيكستان و فرارود) بوده و بنابراين، به احتمال زياد زرتشت در اين منطقه به دنيا آمده و از آنجا به آذربايجان رفته است. در تعريف، زباني را كلاسيك گويند كه اولا باستاني باشد، ثانيا ادبيات غني داشته باشد و ثالثا در آخرين هزاره عمر خود، تغييراتي اندك كرده باشد. بنابراين، قضاوت بر پايه ادبيات زبان و درصد تغييران آن در هزار سال پيش از زمان به قضاوت نشستن است. هيچ زباني در طول زمان مصون از تغيير نبوده است ولي هرچه كه اين تغييرات كمتر باشد، آن زبان كلاسيك تر است و استحكام بيشتري دارد. زبان ايرانيان و پارسي زبان اينك همان است كه فردوسي و حافظ به آن شعر گفته اند؛ همان واژه ها، عبارات و دستور زبان. در اجلاس برلين، زبانشناسان و اديبان پذيرفتند كه ادبيات فارسي در قرون وسطي در صدر ادبيات ساير ملل قرار داشته و ايران در آن قرون بيش از هر ملت ديگر شاعر، نويسنده و انديشمند (حكيم = فيلسوف) به وجود آورده كه سخنان و افكارشان تا ابديت شنيدني و پندآموز است. در نشست هاي سالهاي 1922 و 1936 مقام زبان فارسي (مقام دوم) در ميان زبانهاي باستاني و كلاسيك هند و اروپايي بار ديگر تاييد شد. |
| آبـتين | يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه، پدر فريدون |
| آتـش | آتـش |
| آذين | نام فرمانده لشگر بابک خـرمدين، تـزيـين وآرايش |
| آراد | نام فرشته اي |
| آرام | ساکت |
نام های اصیل ایرانی :: نام دختران
| آبنوس | آبگينه |
| آتوسا | نام يک شاهزاده ايراني |
| آذر | آتش، نهمين ماه ايراني |
| آذرافروز | نام پسر مهرنوش پسر اسفنديار |
| آذرخش | صاعقه، نام روز نهم از ماه آذر |
| آذرگون | نام گلي است برنگ سرخ |
| آذرنوش | پاکدين |
| تصرف تراكيه براي ايران |
| 12 سپتامبر سال 492 پيش از ميلاد «مردونيا ــ مردونيه» ژنرال ايراني كه از سوي داريوش بزرگ مامور حل مسئله منطقه ايوني (يوناني نژاد هاي آناتولي و جزاير درياي اژه) شده بود تراكيه را تصرف كرد (تراكيا، منطقه وسيعي در اروپاي جنوبي است كه غرب و شرق و جنوب آن را سه درياي سياه، اژه و مرمره محدود مي كنند و اينك در سه كشور تركيه، بلغارستان و يونان قرار گرفته است (استانبول اروپا در تراكيه قرار دارد). مردونيا كه داماد داريوش و شوهر آرتوزوسترا (تلفظ، يوناني است) بود پس از عبور از هلس پونت (داردانل) تراكيه را متصرف شده بود. تراكيه تا زمان فيليپ دوم (پدر اسكندر) به مدت دهها سال جزيي از قلمرو ايران بود. مردونيه، در اصل از جانب داريوش مامور شده بود كه مسئله ايوني را كه مردمش برضد فرمانداران منصوب از جانب ايران شورش كرده و اين شورش متناوبا پنج سال طول كشيده بود براي هميشه حل كند. مردونيه در جريان حقيقت يابي خود در محل، متوجه شد كه ايوني ها خواهان فرماندار انتخابي هستند. بنابراين، با دمكراتيك شدن اين منطقه موافقت كرد و شخصا بر انتخابات شهرها و جزاير ايوني نظارت كرد. وي همچنين متوجه شد كه قسمتي از شورش، نتيجه تحريك ايوني ها از جانب آتني ها است و براي حل اين مسئله، از هلس پونيت گذشت و تراكيه را تصرف كرد. در ايران باستان و تا پايان دوران ساسانيان حاكم ايالت را ساتراپ (نگهبان و حافظ ايالت ـ شهربان و شهريار) مي خواندند و واژه فرماندار (كسي كه داراي فرمان شاه براي اداره شهر است) مربوط به دوران معاصر است. واژه استاندار، از لحاظ دمكراسي مي تواند قابل قبول باشد، ولي فرماندار، مگر اين كه انتخابي باشد و اكثريت مردم با آراء خود به او «فرمان» اداره شهرستان را داده باشند، كمي نامانوس و غير دمكراتيك به نظر مي رسد. مي دانيم كه اليور كرمول انگليسي هم كه كتاب هاي هردوت را خوانده بود پس از بركنار كردن پادشاه انگلستان خود را «محافظ ـ نگهبان» كشور لقب داد. بايد يادآور شدكه طبق تقويم تازه ميلادي (گريگوري)، نبرد ماراتن كه ايران در آن موفق نبود در 12 (طبق برخي نوشته ها 13) سپتامبر سال 490 پيش از ميلاد روي داد. ايران 25 هزار پياده و بيش از يك هزار سوار را با كشتي از آسيا به اروپا (ساحل آتن) منتقل كرده بود كه بزرگترين نقل و انتقال آمفي بيوس جهان تا قرن بيستم بشمار مي رود. |
| رواج متعه (ازدواج موقت) از 21 قرن پيش در ايران، به اقتباس از چين |
| برپايه گزارش سفير چين در ايران باستان به امپراتور وقت اين كشور كه در دفتر «وقايع و عملكرد» دودمان «چه اين = شين = كين» درج شده است؛ اين سفير، متعه (ازدواج موقت ـ صيغه) را كه از قرنها پيش از آن در چين رواج داشته به ايرانيان آموخته و اين نوع ازدواج (از 21 قرن پيش) در ايران رايج شده است. مورخان فرنگي كه وقايع دوران امپراتوري دودمان «چه اين = چين» را ترجمه و تفسير كرده اند، با محاسبات تقويمي و تبديل سال قمري چيني به ميلادي، تاريخ درج گزارش مورد بحث را سپتامبر سال 78 پيش از ميلاد تعيين كرده و نوشته اند كه سفير مورد بحث به امپراتور گزارش كرده بود كه ازدواج متعه (موقت) را كه طبق فرهنگ مان (فرهنگ كنفوسيوسي) با هدف حفظ سلامت جامعه رواج دارد؛ به ايرانيان آموزش دادم و در آنجا رايج شده است. ايرانيان طبق آيين خود (آموزش هاي زرتشت) از داشتن زن دوم اكراه داشتند كه راه حل خودمان را برايشان تشريح كردم، پذيرفتند، مسئله حل شد و پسر شاه اسبق نخستين ايراني بود كه به سبك ما براي خود متعه (كانكوباين) انتخاب كرد. مورخان فرنگي در تفسير عبارت «پسر شاه اسبق» نوشته اند كه ايران پس از درگذشت مهرداد دوم (شاه ايران از دودمان اشكانيان)، از سال 87 تا سال 78 پيش از ميلاد شاه نداشت، و سرانجام سناي ايران (مهستان) پس از ده سال فرهاد سوم عموي مهرداد دوم (شاه متوفا) را به شاهي برگزيد، و از اين تحولات چنين برمي آيد كه مهرداد دوم داراي پسر نبوده است و سفير وقت چين اين فرصت را به دست آورده كه موضوع «همسر دوم، با همان مقام و امتيازات همسر اول» را مطرح كند و چون پذيرفته نشده بود موضوع «متعه (كانكوباين ـ صيغه)» به سبك چين را مطرح مي سازد كه اين پيشنهاد مورد قبول قرار گرفته و پس از آن در ايران رواج يافته كه ادامه دارد. حكومت دودمان «چه اين Ch,in = چين» از سال 221 پيش از ميلاد تا سال 24 ميلادي (به مدت 245 سال) دوام داشت. رسم درج وقايع و عملكرد روزانه امپراتوران چين در طول چند سلسله ادامه داشت و اين يادداشت ها تا به امروز باقي مانده اند. ايرانيان بودند كه كشور چين را به نام اين دودمان خواندند كه اين نام بعدا از ايران به روم انتقال يافت و جهاني شده است. قدمت انتخاب زن دوم و متعه هاي متعدد (صيغه) در كشور چين به قرن ها پيش از دودمان چين (شين) بازمي گردد. اين رسم تا آغاز زمامداري مائو تسه تونگ (نيمه قرن 20) به همان صورت ادامه داشت كه بنظر مي رسد پس از فوت وي ازسرگرفته شده است. هفتم سپتامبر 2007 رسانه ها گزارش كرده بودند كه «پانگ ژيايو» 63 ساله شهردار سابق شهر ژينان واقع در ايالت شرقي شاندونگ، 11 كانكوباين (متعه) داشته است و تني چند از همين زوجه هاي موقت چند مورد سوء استفاده او را افشاء كرده اند كه تحت تعقيب قضايي قرار گرفته است. شوهر يكي از اين متعه ها قبلا اعدام شده بود. داشتن متعه در هنگ كنگ چين از سال 1971 (زمان سلطه انگليسي ها) ممنوع شده است. دين يهود، اسلام، فرقه مسيحي مورمون تعدد زوجات را مشروع ساخته اند. اين عمل در كشورهايي هم كه در آنجا تعدّد زوجات مورد حمايت قانون نيست اينك به صورت «كامان لا (قانون بين خودمان)» انجام مي گيرد. در چند سال اخير در چند ايالت آمريكا نيز، در صورتي كه زن و شوهر درخواست كنند؛ در عقدنامه آنان «دائمي بودن نكاح» درج نمي شود و در اين نوع ازدواج، تشريفات طلاق بسيار آسان است. |
دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و
نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من
پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين
نمايند .
من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا
توفيق سلطنت را به من مي دهد ،
هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ
نخواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت
،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم
گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را
به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد
من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .
من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ،
بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،
مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ،
و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ،
به مصرف برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .
من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به
مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد
مجازات گردد ، نه ديگران
من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان
را بعنوان غلام و كنيز بفروشند
و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع
از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند
و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .
و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و
بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند
| دستور حمله تازه به يونان از سوي اردشير سوم |
| 22 اوت سال 337 پيش از ميلاد، اردشير سوم شاه وقت ايران از دودمان هخامنشي دستور حمله تازه به يونان را صادر كرد. وي در پايان نخستين سال سلطنت خود چنين تصميمي را گرفت. طبق سنگنبشته هاي موجود، مقايسه قلمرو ايران در سال 486 - سال درگذشت داريوش اول - با سال 337 پيش از ميلاد نشان مي دهد كه در اين 149 سال با همه نوسانهاي دربار هخامنشي در خطوط مرزي اين قلمرو تغيير منفي ديده نمي شود كه نتيجه نظمي است كه داريوش برقرار كرده بود. |
| واکنش شاه صفي در پي تصرف ايروان |
| امپراتوري عثماني 22 اوت سال 1635 شهر ايروان را از دست ايران خارج ساخت كه شاه صفي با اعزام نيروي تازه نفس آن را پس گرفت. اين نيرو پنج هزار سرباز عثماني را اسير گرفت، ولي سال بعد عثماني ها دوباره ايروان را تصرف كردند. |
سايت
لينك باكس -
بازديد خود را چند
برابر کنيد
طراحي سايت و تبليغات