زردی من از تو، سرخی تو از من
| زردی من از تو، سرخی تو از من | ||||||
| «زردی من از تو، سرخی تو از من، غم برو شادی بیا، محنت برو روزی بیا، ای شب چهارشنبه کلید جاردنده بده مراد بنده» | ||||||
در بخش عمومی می توان گفت زیباترین و قدیمی ترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و پریدن از آن و شادی کردن در کنار آتش است و پریدن از روی آتش، بگونهای نمادین برای زدودن و سوزاندن بدیهای هر شخص انجام می شود و مردمان خواسته اند تا با اینکار، آتش به آنان پاکی و تازگی هدیه کند.. همه سنتها، ترانه ها، باورها و مراسمی که مردمان نواحی گوناگون در این شب انجام میدهند، با وجود تفاوتهایی که با یکدیگر دارند، در یک ویژگی با هم این همانی دارند: «راندن ناپاکیها و بدیها». ترانه هایی و باورهایی که به بلاگردانی، راندن چشم شور، گره گشایی، آجیل مشکل گشا، بخت گشایی دختران و امثال این می پردازند و همچنین سوزاندن شاخه های خشکیده و علف های هرز باغها و مزارع در نواحی روستایی، همگی نشان از پیوند این آیین با خانه تکانی، زدودن ناپاکیها و آمادگی برای زایش دوباره گیتی است. در باورهای ایرانی هر روز سال به یکی از ایزدان منتسب است و گرامی داشته می شده است. بویژه روزهای پایانی سال که زمان بازگشت روان و فروهر درگذشتگان بشمار میآمده و آیینه ایی بسیار زیبا و باشکوه در استقبال نمادین آنان برگزار می کرده اند. امروزه تقریباً در تمام ایران مردم ما شب چهارشنبه سوری، توده هایی از بوته خودروی بیابانی فراهم می آورند و زن و مرد، پیر و جوان، در همه معابر آن را افروخته و از روی شعله ها می پرند و می گویند؛ زردی من از تو، سرخی تو از من... یعنی زردی بیماری و ناتوانی را از من بستان و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خود داری به من ببخش. از دیگر آداب مردم قدیم تهران این بود که کوزه یی آب از پشت بام به زمین می افکندند و معتقد بودند بلاها و بدی ها که در آن کوزه بود با شکستن آن نابود می شود و از جامعه رخت بر می بندد و گفتار و کردار و پندار نیک جانشین هر بدی و کژی می شود و به آن آیین کوزه شکستن می گویند. آجیل، آن هم از نوع شور و شیرین به نام آجیل مشکل گشا در این شب به فراوانی و در همه جا موجود است و مصرف می شود و زنان ایرانی در این شب جهت رفع مشکل و استجابت مراد نذر می کنند. دیگر اینکه کسانی که حاجتی دارند در این شب نیت می کنند و بر گذری به فالگوش می ایستند و نخستین سخن از اولین عابری که گذشت را در اجابت مقصود خود به فال نیک یا بد می گیرند. اما بر اثر تغیرات اجتماعی چهارشنبه سوری در چند سال اخیر شکل جدیدی به خود گرفته است؛ شکلی که آن را با سر و صدا، انفجار مواد محترقه، آتش بازی و از همه مهم تر حضور خیابانی جوانان در آخرین چهارشنبه سال همراه کرده است. در این روز و روزهای منتهی به آن خیابان های شهرهای ایران و به خصوص شهر تهران شاهد انفجار دائمی مواد محترقه و روشن کردن آتش در تمام سطح شهر هستند. هر بار در اخبار می شنویم تعدادی بر اثر حوادث حاشیه یی جشن چهارشنبه سوری دچار سوختگی یا آسیب های جدی تری از قبیل از دست دادن اعضای بدن یا حتی مرگ می شوند. این گونه اتفاق باعث می شود که هر ساله در آستانه این جشن تبلیغات شدیدی بر ضد روند فعلی برگزاری این جشن آغاز شود. اوج این تبلیغات در جایی است که تلویزیون بخشی از برنامه های خود را به اخطار دادن به مردم درباره چهارشنبه سوری اختصاص می دهد. در این برنامه ها سعی می شود با انتخاب و نمایش صحنه های تاثر برانگیز از افراد آسیب دیده، ناراحتی خانواده ها، ساختمان های تخریب شده و... به نوعی مردم را از خطرات مربوط به این جشن آگاه کنند. در کنار این موارد هر ساله تلاش هایی هم صورت می گیرد که به برگزاری مراسم چهارشنبه سوری شکلی رسمی داده شود. شهرداری در چند سال گذشته مکان هایی رسمی را در نقاط مختلف شهر برای برگزاری این جشن زیر نظر نیروهای امدادی و انتظامی معرفی کرده است. تمام این فعالیت ها و تلاش ها به عنوان تلاشی در جهت کاهش آسیب های جانی جشن سوری معرفی می شوند./110 | ||||||



























































































به گزارش خبرنگار تابناک، اگرچه ورزشکاران وقتی در سطح دنیا به جایگاه قهرمانی می رسند، به دلیل شناخت مردم از آنها سوژه مناسبی برای شرکتهای بین المللی تبلیغاتی و تبلیغات برای کالاها و محصولات می شوند و از این مسیر به کسب ثروتهایی هنگفت می پردازند، اما برای قهرمانی که اعتبار جهانی خود را با نام حضرت ابوالفضل(ع) عجین کرده و علقه هایی از روحیات ایرانی و اسلامی را به نمایش در می آورد و مقامات عالی نظام هم با پیام فرستادن برای او مایه می گذارند، این نوع شیوه تبلیغاتی و شرکت در تیزر خرید املاک توسط ایرانیان در کشور امارات متحده عربی آن هم در شبکه ای که بر خلاف بسیاری شبکه های لس آنجلسی حرمت روزهای عزا را هم نگاه نمی دارد، جای شگفتی و سئوالات فراوان دارد.



